صفحات

۱۳۸۷ مرداد ۷, دوشنبه

مرثیه یی برای دانشکده حقوق

در یکی از روزهای بهار سال ۷۰ پشت نیمکت سبزرنگ یکی از کلاس های طبقه سوم دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در انتظار مدرس درس فقه سیاسی اسلام یادداشت های جلسه قبل را مرور می کردم. مدرس کلاس که بعداً برای مدتی ریاست دانشگاه را نیز تجربه کرد وارد کلاس شد و درس را آغاز کرد. دقایقی بعد دانشجویان با تعجب به یکدیگر نگاه می کردند زیرا حاج آقا به جای درس مربوطه موضوع مرتبط ولی آشنا با واحد درسی دیگری را توضیح می داد. تعجب دانشجویان حاکی از آن بود که استاد مربوطه موضوع درس دیگری را اشتباهاً در این کلاس آغاز کرده بود و البته این اولین بار نبود چون دانشجویان قبلاً نیز شاهد بودند که استاد مربوطه بحث یکی از واحد های درسی را به اشتباه در کلاس دیگری مطرح کرده بود

نقد فوق مقدمه بیان یک مشکل اساسی سازمان گروه سیاسی دانشکده های حقوق و علوم سیاسی است و آن اینکه پس از انقلاب فرهنگی انبوهی از واحدهای درسی بدون تعریف، مقدمه و موخره تدوین شده یی برای تدریس در گروه علوم سیاسی برنامه ریزی شده بود که قبلاً نه در جایی تدریس شده بود، نه منابع و رفرانس های معتبری داشت و نه هیچ استاد حاذق و شناخته شده یی به صورت مشخص و مدون تدریس آن را برعهده داشت

تنها هدف برنامه ریزان واحدهای درسی فوق هماهنگ کردن دروس این رشته تحصیلی بود که نگاه دانشجویان این رشته را به قدرت، حاکمیت سیاسی، مردم و رابطه بین آنها یا حقوق اساسی شکل می داد

واحدهای درسی فوق از همان ابتدای امر با یک معضل اساسی مواجه بود و آن اینکه چه کسانی تدریس دروس جدید را بر عهده داشته باشند؛ هر چند راه حلی خود به خودی برای این معضل پدیدار شد. از آنجا که تعریف و مفهوم این واحدهای درسی بسیار کلی، شعاری و سفارشی بود و در جایی آزموده نشده بود هر تازه وارد کم تجربه یی می توانست آنها را تدریس کند زیرا فقدان تعریف علمی مشخص و جزیی از قضایا در علوم انسانی، به سادگی به کلی گویی و پرگویی های بی حاصل می انجامد. گروه های علوم سیاسی نیز از همان ابتدا چاره یی نداشتند جز اینکه واحدهای درسی جدید سفارش داده شده را بپذیرند یا با آن کنار بیایند

موج فارغ التحصیلان علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس با یک صبغه فکری واحد یکی پس از دیگری تدریس این واحدهای درسی را بر عهده گرفت که به جز توانایی یک ساعت و اندی کلی گویی به هیچ شایستگی دیگری نیاز نداشت. موج استادان بسیار جوان، کار نیازموده و کم تجربه و در مواردی، بی ادعایی که بیشتر «روابط خاص» آنان را به تدریس در یکی از قدیمی ترین دانشکده های کشور کشانده بود به تدریج دانشجویان را با این واقعیت مواجه کرد که حتی گذراندن همه واحدهای درس علوم سیاسی، دانش سیاسی آنان را نمی افزاید و فقط آنان را یک گام به فارغ التحصیلی نزدیک تر می کند. انبوه واحدهای درسی در کنار معلق شدن برخی از استادان بنام این دانشکده همچون دکتر محمدجواد طباطبایی که واحدهای اساسی همچون اندیشه سیاسی را تدریس می کرد به تدریج این شائبه را پدید آورد که نبردی سنگر به سنگر در این دانشکده در جریان بوده که فاتحان آن به جز تثبیت موقعیت اداری آموزشی خود هیچ دستاوردی را برای این دانشکده به بار نیاوردند؛ برخی از استادان نیز همچون دکتر حسین بشیریه پدر جامعه شناسی سیاسی ایران که در ظاهر بازی را باختند، برای تحقیق و تدریس با استقبال دانشگاه های معتبر جهان مواجه شدند

پس از سال ها، امروز فردای همان روزی است که انبوهی از واحدهای درسی برای حدود ۲۵ دوره آموزشی دانشجویان این دانشکده ثمری به بار نیاورد، زیرا کلاس ها و دپارتمان هایی که می توانست - همانند بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا - محل تبادل و تضارب افکار و نظریات جدید و قدیم باشد چنان به کلاس های کپی برداری از جزوه های بی محتوای درسی مبدل شد که پس از بازنشسته شدن و حتی تصفیه گروه هایی از استادان هیچ استاد برجسته یی به مجامع علمی کشور عرضه نشد و حتی با تعجب، احساس نیاز به استادان مجرب را نیز در صحنه آموزشی زائل کرد

حضور طیف سیاسی خاصی از مدرسان در این دانشکده، در کنار حذف یا حتی فقدان هر طیف سیاسی یا فکری دیگری حاکی از آن است که گویی کودتایی در این دانشکده به پایان رسیده که فاتحان آن فقط قهرمان رمان سروانتس «دن کیشوت» را به یاد می آورند

در ادامه حضور چنین معضلی، هفته گذشته موج دوم بازنشستگی استادان این دانشکده آغاز شد. این درحالی است که استادان همه دانشگاه های معتبر دنیا طبق قانون پس از حدود ۳۰ سال تدریس و در حوالی سن ۷۰ سالگی بازنشسته می شوند، اما در شرایطی که یک نظام آموزشی توانایی جایگزین کردن برخی از استادان مسلم را ندارد برای دانشگاه تهران بهتر است که مصلحت آموزشی را بر فرمالیسم حقوقی ترجیح دهد. در مواردی همچون دکتر عراقی استاد حقوق کار، دکتر ممتاز استاد حقوق بین الملل، دکتر کاتوزیان استاد قانون جزا و دکتر آشوری استاد آیین دادرسی کیفری عملاً هیچ جایگزینی وجود ندارد

اما آنان که خارج از ملاحظات اداری تاکنون برای این دانشکده تصمیم گرفته اند که چه استادانی نباشند، چه استادانی از فرصت مطالعاتی بهره نبرند، امور اداری آموزشی چه اساتیدی معطل شود و چه کسانی حتی پس از ۷۱ سالگی همچنان واحدهای درسی را جابه جا تدریس کنند و بازنشسته نشوند، و نیز آنان که شرایطی فراهم کردند تا استادان توانمندی همچون دکتر حسین بشیریه مهاجرت را بر کلنجار رفتن ترجیح دهند مسوول بطلان عمر دانشجویان این دانشکده هستند که پس از چهار سال و گذراندن ۱۴۵ واحد درسی، سیاست را به مفهوم علمی و کاربردی آن نیاموختند

فرزانه روستایی
روزنامه اعتماد

هیچ نظری موجود نیست: