شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سالروز ۱۸ تیر ۷۸ با انتشار بیانیه ای به هراس حاکمیت در پاسداشت روز ۱۸ تیر توسط دانشجویان اشاره کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است
۹ سال می گذرد از روزی که سموم بی رحم میان شکوفه های دانشگاهی وزیدن گرفت، خزانی ترین پائیز و بی رحم ترین زمستان را به جای داغ ترین روزهای تابستان نشاندند تا با تاراج شکوفه های دانشگاهی دوباره لبخند را به لبان آنهایی بنشاند، که از شکفتن شکوفه هایی که با اندیشیدن به آزادی و جوانه هایی که به امید رسیدن به نور و هوای پاک می روئیدند، سخت بیمناک و هراسان بودند
سموم وزیدن گرفت. شکوفه ها را پژمرد، برگ ها را به زمین ریخت و شاخه ها را در هم شکست. عزت ابراهیم نژاد را در خاک دفن کرد. دهان بند های محکم تری آماده کرد برای آنان که از حنجره شان جز فریاد آزادی و عزت و اعتبار انسان بیرون نمی آمد
آری، دانشگاه به خاک و خون کشیده شد و دانشجو همچون جنایت کاران مجازات شد. جرم دانشجو سنگین بود. خیلی سنگین !!! چرا که دانشجو تنها کسی بود که همواره در هوای آلوده و مسموم و فضای تیره و ظلمانی هراسی نداشت از ساختن روزنه ای رو به آسمان، رو به آبی، رو به بی کرانی و آزادی که از آن نور و هوای تازه را بگیرد. چرا از نور هراسیدند؟! چرا از روشنایی ترسیدند؟! آنها که می دانستند در روشنایی همگان خواهند توانست حقیقت را ببینند و به قضاوت بنشینند، به فکر چاره افتادند. روشنایی تهدیدی بود برای پایه های مسندشان! فریاد آزادی خواهی دانشجویان آسودگی را از آنان ربوده و غرق کرده بود در پریشانی و اضطراب. تردیدی نیست که آنها شاگردان ممتاز کلاس های درس تاریخ بودند. ۱۶ آذر ۳۲ را به یاد داشتند و بهتر از هر کسی می دانستند که در تاریخ معاصر ایران جز دانشجو کسی نبود که خستگی ناپذیر و بی چشم داشتی برای آزادی این مرز و بوم و سربلندی کشورش از جان خود بگذرد. نه در اندیشه ی گرفتن کرسی قدرت، نه در سودای مقامند، که تنها به ایرانی آزاد و سر بلند اندیشیده بودند. آذر شریعت رضوی، بزرگ نیا و قندچی را خیلی خوب به خاطر داشتند و خیلی خوب می دانستند دانشجو از چه تباری است! می دانستند به زیر خاک رفتن ابراهیم نژاد پریشانی و آشفتگی آنها را مداوا نخواهد کرد
به یقین تاریخ مبارزات دانشجویان و آرمان طلبی و آزادی خواهی دانشجو را بهتر از خود دانشجویان از بر بودند. و گرنه این طور به فکر چاره نمی افتادند که نام ۱۸ تیر قدغن شود و هر سال در اکثر دانشگاه ها امتحانات دانشجویان را چنان فشرده برگزار کنند که چند هفته قبل از ۱۸ تیر دانشگاه ها تعطیل شوند و از چند روز قبل تا چند روز بعد از ۱۸ تیر برق تعدادی از دانشگاه ها را هم قطع کنند. به راستی وحشت اینان از چیست که حتی اجازه برگزاری نمایشگاه عکس و روزنامه یادبود ۱۸ تیر را هم نمی دهند؟! از چه می گریزند؟ از روشن شدن واقعیت می هراسند که مبادا کسانی که این فجایع را ندیده اند، گوشه هایی از آن زمستان بی رحم را با دیده خود درک کنند؟ هراس از نام ۱۸ تیر تا به حدی است که حتی در برابر تصمیم دولت دیگری واکنش نشان دهند که در گوشه ای دیگر از دنیا می خواهد خیابان شهرش را جاودانه کند به نام ۱۸ تیر و به حرمت کسانی که به پاسداشت آزادی از جان می گذرند. آیا با تعطیل کردن دانشگاه ها در ۱۸ تیر می توان اذهان را هم تعطیل کرد تا کسی به آزادی نیندیشد؟! آیا نمی دانند؟! برای آنها که رویای رسیدن به آرمانی مقدس و شریف را در سر می پرورانند، اسامی و عناوین قراردادی (شنبه، یکشنبه، ۱۵ و ۱۶ و ۱۸، تیر و مرداد و آذر) مفهومی ندارد و تمام این روزها، با هر اسم و عنوانی، فقط راهی است برای پیش بردن آرمان شان. و هرگز کسی نخواهد توانست آرمان ۱۸ تیر را به رخوت و خاموشی بکشاند
تاریخ مبارزات دانشجویی را خوب از بر بودند، و گرنه چرا این همه فشار به دانشجو، چرا تلاش برای بستن فضای دانشگاه ها؟ چرا این همه رعب و وحشت در فضای دانشگاه؟ چرا حد اکثر سخت گیری برای فعالیت های دانشجویی؟ تنها صف عریض و طویل دانشجویان بی گناه پشت دربهای کمیته انضباطی، که منتظر احکام سنگین دور از انتظار هستند، گواه است که تاریخ مبارزات دانشجویی را خوب از برند وگرنه اصلا چه نیازیست به مداخله ی وزارت اطلاعات در کوچکترین فعالیت های دانشجویی و احضار دانشجویان به دادگاه های انقلاب!؟
۹ سال گذشت، اما هر چه سموم بی رحمانه تر وزید و شکوفه های دانشگاهی را به زمین ریخت و شاخه هایشان را در هم شکست، بیشتر به استحکام ریشه ها پی برد. و می دانیم این ریشه ها آنقدر مستحکمند که کمر سهمگین ترین زمستان ها را در هم خواهند شکست تا سرانجام در بهاری، زیباترین شکوفه ها را برویانند
شورای مرکزی انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۹ سال می گذرد از روزی که سموم بی رحم میان شکوفه های دانشگاهی وزیدن گرفت، خزانی ترین پائیز و بی رحم ترین زمستان را به جای داغ ترین روزهای تابستان نشاندند تا با تاراج شکوفه های دانشگاهی دوباره لبخند را به لبان آنهایی بنشاند، که از شکفتن شکوفه هایی که با اندیشیدن به آزادی و جوانه هایی که به امید رسیدن به نور و هوای پاک می روئیدند، سخت بیمناک و هراسان بودند
سموم وزیدن گرفت. شکوفه ها را پژمرد، برگ ها را به زمین ریخت و شاخه ها را در هم شکست. عزت ابراهیم نژاد را در خاک دفن کرد. دهان بند های محکم تری آماده کرد برای آنان که از حنجره شان جز فریاد آزادی و عزت و اعتبار انسان بیرون نمی آمد
آری، دانشگاه به خاک و خون کشیده شد و دانشجو همچون جنایت کاران مجازات شد. جرم دانشجو سنگین بود. خیلی سنگین !!! چرا که دانشجو تنها کسی بود که همواره در هوای آلوده و مسموم و فضای تیره و ظلمانی هراسی نداشت از ساختن روزنه ای رو به آسمان، رو به آبی، رو به بی کرانی و آزادی که از آن نور و هوای تازه را بگیرد. چرا از نور هراسیدند؟! چرا از روشنایی ترسیدند؟! آنها که می دانستند در روشنایی همگان خواهند توانست حقیقت را ببینند و به قضاوت بنشینند، به فکر چاره افتادند. روشنایی تهدیدی بود برای پایه های مسندشان! فریاد آزادی خواهی دانشجویان آسودگی را از آنان ربوده و غرق کرده بود در پریشانی و اضطراب. تردیدی نیست که آنها شاگردان ممتاز کلاس های درس تاریخ بودند. ۱۶ آذر ۳۲ را به یاد داشتند و بهتر از هر کسی می دانستند که در تاریخ معاصر ایران جز دانشجو کسی نبود که خستگی ناپذیر و بی چشم داشتی برای آزادی این مرز و بوم و سربلندی کشورش از جان خود بگذرد. نه در اندیشه ی گرفتن کرسی قدرت، نه در سودای مقامند، که تنها به ایرانی آزاد و سر بلند اندیشیده بودند. آذر شریعت رضوی، بزرگ نیا و قندچی را خیلی خوب به خاطر داشتند و خیلی خوب می دانستند دانشجو از چه تباری است! می دانستند به زیر خاک رفتن ابراهیم نژاد پریشانی و آشفتگی آنها را مداوا نخواهد کرد
به یقین تاریخ مبارزات دانشجویان و آرمان طلبی و آزادی خواهی دانشجو را بهتر از خود دانشجویان از بر بودند. و گرنه این طور به فکر چاره نمی افتادند که نام ۱۸ تیر قدغن شود و هر سال در اکثر دانشگاه ها امتحانات دانشجویان را چنان فشرده برگزار کنند که چند هفته قبل از ۱۸ تیر دانشگاه ها تعطیل شوند و از چند روز قبل تا چند روز بعد از ۱۸ تیر برق تعدادی از دانشگاه ها را هم قطع کنند. به راستی وحشت اینان از چیست که حتی اجازه برگزاری نمایشگاه عکس و روزنامه یادبود ۱۸ تیر را هم نمی دهند؟! از چه می گریزند؟ از روشن شدن واقعیت می هراسند که مبادا کسانی که این فجایع را ندیده اند، گوشه هایی از آن زمستان بی رحم را با دیده خود درک کنند؟ هراس از نام ۱۸ تیر تا به حدی است که حتی در برابر تصمیم دولت دیگری واکنش نشان دهند که در گوشه ای دیگر از دنیا می خواهد خیابان شهرش را جاودانه کند به نام ۱۸ تیر و به حرمت کسانی که به پاسداشت آزادی از جان می گذرند. آیا با تعطیل کردن دانشگاه ها در ۱۸ تیر می توان اذهان را هم تعطیل کرد تا کسی به آزادی نیندیشد؟! آیا نمی دانند؟! برای آنها که رویای رسیدن به آرمانی مقدس و شریف را در سر می پرورانند، اسامی و عناوین قراردادی (شنبه، یکشنبه، ۱۵ و ۱۶ و ۱۸، تیر و مرداد و آذر) مفهومی ندارد و تمام این روزها، با هر اسم و عنوانی، فقط راهی است برای پیش بردن آرمان شان. و هرگز کسی نخواهد توانست آرمان ۱۸ تیر را به رخوت و خاموشی بکشاند
تاریخ مبارزات دانشجویی را خوب از بر بودند، و گرنه چرا این همه فشار به دانشجو، چرا تلاش برای بستن فضای دانشگاه ها؟ چرا این همه رعب و وحشت در فضای دانشگاه؟ چرا حد اکثر سخت گیری برای فعالیت های دانشجویی؟ تنها صف عریض و طویل دانشجویان بی گناه پشت دربهای کمیته انضباطی، که منتظر احکام سنگین دور از انتظار هستند، گواه است که تاریخ مبارزات دانشجویی را خوب از برند وگرنه اصلا چه نیازیست به مداخله ی وزارت اطلاعات در کوچکترین فعالیت های دانشجویی و احضار دانشجویان به دادگاه های انقلاب!؟
۹ سال گذشت، اما هر چه سموم بی رحمانه تر وزید و شکوفه های دانشگاهی را به زمین ریخت و شاخه هایشان را در هم شکست، بیشتر به استحکام ریشه ها پی برد. و می دانیم این ریشه ها آنقدر مستحکمند که کمر سهمگین ترین زمستان ها را در هم خواهند شکست تا سرانجام در بهاری، زیباترین شکوفه ها را برویانند
شورای مرکزی انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر